تبليغاتX

*
*
*
*
*
*
*

*
*
*
*
*
*
*

دیوونگی عالمی داره

سلام

من دوباره برگشتم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم بهمن 1385ساعت 22:12  توسط علی و حوری  | 

عشق از هر گل سرخي دلپذير تر است ، اما خارهاي آن قلب تو را عميق تر از هر خاري سوراخ مي كند .

"love is sweeter than any rose . love pricks you far deeper than any thorn "

***

عشق ابدي است و اگر نباشد عشق نيست .

"love is for ever and if it doesn 't last forever it isn't love"

***

آتش عشق تو شد باده و درجام افتاد هر که نوشيد از آن در نظر عام افتاد قسمت ما شد آن باده و آن آتش عشق نوش کرديم،چه نوشي،چه سرانجام افتاد

***

عشق را با هيچ تصويري نميتوان نشان داد ...ولي همه تصويري از عشق در ذهن خود دارند!

***

کاش ! قلبم درد تنهايي نداشت سينه ام هرگز پريشاني نداشت کاش! برگهاي آخر تقويم عشق حرفي از يک روز باراني نداشت کاش! مي شد راه سخت عشق را بي خط پيمود و قرباني نداشت...

***

بي تو يک عمر فرصت براي گريستن دارم اما فرصت نظاره رفتن تو را نخواهم داشت.....

***

تا که بوديم نبوديم کشت ما را غم بي همنفسي   

حال که رفتيم همه يار شدند خفته ايم همه بيدار شدند

 

بوديم کسي باور نمي داشت که هستيم      

باشد که نباشيم بدانند که بوديم

 

قدر آيينه بدانيم تا چو هست

نه در آن روز که افتاد و شکست

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مهر 1385ساعت 18:26  توسط علی و حوری  | 

 عميق ترين درد زندگي مردن نيست

بلکه پنهان کردن قلبي است که

به اسفناک ترين حالت شکسته است......

عشق همیشگی است این ما هستیم که فنا پذیریم.

عشق متعهد است این ما هستیم که عهد شکنیم........

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مهر 1385ساعت 21:35  توسط علی و حوری  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم مهر 1385ساعت 13:13  توسط علی و حوری  | 

آدم تو زندگيش فقط يه بار عاشق ميشه ... اگه حتي به دو بار كشيد ... !اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... حتي يه لحظه هم عشقش رو نميذاره و بره ... ! اگه اين كارو كرد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... چشمش خود به خود روي همه بسته ميشه ... ! اگه نشد ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... فقط صلاح و خوبيه عشقش رو ميخواد ... !اگه غير از اين بود ... اون عشق نيست ...آدم وقتي عاشق شد ... يه لحظه نميتونه غم عشقش رو ببينه و آروم بگيره ... ! اگه غير از اين شد ... اون عشق نيست

                                           

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم مهر 1385ساعت 15:18  توسط علی و حوری  | 

ويليام شكسپير ميگه: كسي را كه دوسش داري ازش بگذر،

 اگه قسمت تو باشه بر مي گرده ،

 اگر هم بر نگشت حتماً از اول مال تو نبوده پس بهتر كه رفت.

                         

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 20:3  توسط علی و حوری  | 

www.lovely840.blogfa.com

ديشب با هم رفتيم تو آسمون ، سبد هامونو پر از ستاره كرديم وقتي برگشتيم من سبدمو گذاشتم كنار تا چراغ خوابم باشد ،امّا امروز كه بيدار شدم نه اثري از تو بود ، نه از ستاره ها ……

+ نوشته شده در  شنبه هشتم مهر 1385ساعت 22:24  توسط علی و حوری  | 



زندگي دو چهره بيشتر نداره

يا به بازيت ميگيره

يا به بازيش ميگيري

انتخاب با توست

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 16:27  توسط علی و حوری  | 

                             

+ نوشته شده در  جمعه هفتم مهر 1385ساعت 11:17  توسط علی و حوری  | 

عشق خام می گويد: دوستت دارم چونکه محتاجت هستم  و عشق پخته

 می گويد: محتاج تو هستم چونکه دوستت دارم.

                         

در عرض يک دقيقه می شه يک نفر رو خرد کرد...

در يک ساعت می شه يک نفر رو دوست داشت

و در يک روز  فقط يک روز می شه عاشق شد

ولی يک عمر طول می کشه تا کسی رو فراموش کرد...

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مهر 1385ساعت 12:6  توسط علی و حوری  | 

دريا خودش را با آب تعریف مي كنه جنگل خودشو با درخت تعريف مي كنه كوه خودشو با سنگ تعريف مي كنه و من خودمو با تو تعريف مي كنم .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 12:23  توسط علی و حوری  | 

سخت ترين ديدار.... ديدار اوني که به جاي همه عشقي که بهش دادي يه قلب
زخمي برات يادگار بذاره و تو نگاهش کني و باز مثل روزه اول دلت بلرزه و
حس کني هنوزم دوستش داري .......بخواي همه تنهايي رو که به اميد برگشت
دوبارش تحمل کردي تو گوشش فرياد کني اما حتي نتوني ........ به چشماش
نگاه کني که بفهمه با همه بديهاش هنوزم با همه قلبت دوستش داري اما ببيني
چشماش داد مي زنه که دلش ماله يکي ديگس ....

                        

به او بگوييد دوستش دارم با صدايي آهسته ، آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم با صدايي بلند ، بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم با هيچ صدايي، چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم.....

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 11:30  توسط علی و حوری  | 

سلام دوستان خوبم.

من دوباره برگشتم البته این دفعه با یه دوست خوب و صمیمی منظورم حوری جونمه.

از این به بد این وبلاگ من و حوری آپ میکنیم.مطالب جدید رو هم حوری گذاشته که خیلی قشنگه.

منتظر نظرات قشنگتون هستیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مهر 1385ساعت 9:57  توسط علی و حوری  | 

                    این همونه که می گفت عاشقتم همیشه

امروز همه چي رو سوزوندم.

آره درست فکر کردي!

بهترين خاطرات زندگيم رو ميگم.

خيلي زود شعله ور شد.

يه گوشه نشستم زانو هامو توو سينم جمع کردم و خاکستر شدنش رو ديدم.

دقيقا مثل عشقي که سر تا پاي وجودم رو آتش زد و خاکسترم کرد.

وقتي که دکتراي LOVE رو هم بگيري و چيزي جز يه قلب شکسته و تنهايي اي که هر روز ذره٬ ذره وجودتو مي خوره البته بعید می دونم که با این اخلاقی که داری تنها بمونی

حتی حرمت اون دستایی که به هم دادیم

                               اون گرمایی که از وجود هم حس کردیم

                                                   اون شوری که تویه آغوش هم داشتیم

                                                                        اون آرامشی که از لبهای هم می گرفتیم 

                                                                                                 حتی حرمت اونارم نگه نداشتی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مهر 1385ساعت 20:1  توسط علی و حوری  | 

 

بی کسی رو برای سکوتش دوست دارم
سکوت رو برای آرامشش
 آرامش رو برای داشتن تو
تو رو برای عشقت
و عشقت رو برای به تو رسیدن
ولی شاید تو ..........
منو دوست نداشته باشی
شاید…...........
باید...............
حتما...............
احتمالا............
وقتی که تو نیستی کدومش رو باور کنم
وقتی تو حرفام رو نمی شنوی
وقتی دوست داری جای من
جای من سکوت و تنهایی باشه...
ولی باز می گم سکوتت رو
آرامشت رو ، عشقت رو
خودت رو دوست دارم و خواهم داشت
چشم تو چشمم وایسادی و
خیلی راحت بهم گفتی خوش آمدی
می دونی بهت چی گفتم
گفتم می رم ولی یادت باشه که خیلی راحت منو رها کردی

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم مهر 1385ساعت 20:55  توسط علی و حوری  | 

                                     

 

   

به من مي گفتي:(عاشقانه,عارفانه,خالقانه,صادقانه,بارفاقت,باصداقت,بي نهايت,تا قيامت

 

دوستت دارم.....)

 

اما فكر مي كنم كمي اشتباه كردي.

 

بايد مي گفتي:(حقيرانه,تنفرانه,نا شكرانه,رياكارانه,بادشمني,بادروغگويي,هرگز,عمرا

 

دوستت ندارم.....)

 

خب اشتباهت كوچك بود.

 

مثل هميشه مي بخشمت......

 

همیشه با بدست اوردن اون کسی که دوسش داری و نمیتونی

صاحبش بشی٬ گا هی وقتا لازمه که ازش بگذری

 تا بتونی صاحبش بشی!!!!!!!

 

+ نوشته شده در  شنبه یکم مهر 1385ساعت 16:53  توسط علی و حوری  | 

                                                                                            

                                                                   

               بدترین درد این نیست که عشق ادم بمیره.

                بدترین درد این نیست  که عشق ادم به ادم نارو بزنه.

 بدترین درد اینه که ادم عاشق کسی باشه و اون ادم نفهمه و  

                  نخوادبفهمه..

 

                                                                                                 

                                                                      

خیلی وقت است که دیگر برای نگاه های پر معنی اش پاسخی ندارم..               

خیلی وقت است که دیگر  دلم برایش تنگ نمی شود.....

خیلی وقت است که می خواهم اسمش را از یاد ببرم...

خیلی وقت است که سعی می کنم دیگر دوستش نداشته باشم.....

خیلی وقت است که ...................................

اما چه فایده!؟ مگه  به راحتی میشه همه چیزو فراموش کرد!؟.......

        تو همانی که در اندیشه ی من می مانی

اشک هایم را به تو هدیه می کنم. تنها یک بار به حرفایم گوش کن!!!!!!!!!!!

                                                                                          

                                                                                                          

كسی كه می گفت دوستم دارد عاشقی نبود كه به شوق من آمده باشد ...

      رهگذری بود كه روي برگهاي خشك پاييزی راه می رفت...

و صدای خش خش برگ ها...

                  همان آوازی بود كه من گمان می كردم می گويد:

                                                       

                                         دوستت دارم      

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 14:24  توسط علی و حوری  | 

هیچکس لیاقت اشکهای تو را ندارد و

 کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمیشود 

*********************************************

بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است

 که در کنار او باشی و بدانی که هرگز به او نخواهی رسید

***********************************************

اگه یه روزی رفتی و دیگه برنگشتی به تو قول نمیدم که منتظرت بمونم

.اما ازت می خوام وقتی برگشتی یک شاخه گل روی قبرم بذاری..(میمیرم برات)

**********************************************

یک روز عشقت را دزدیدم

 وبرای اینکه جای مطمئنی داشته باشد

 آن را در قلبم پنهان کردم.

غافل از اینکه روزی برای پس گرفتن آن

قلبم را خواهی شکست

             *************************************************

در زندگي دو چيز را از همه بيشتر دوست دارم

يکي گل را و يکي تو را

گل را بريا يک لحظه ولي تو را براي هميشه

                    پس گل را به تو مي دهم تا براي يک لحظه مرا دوست داشته باشي

           ***************************************************

پسره ازدختره پرسيد من خوشگلم؟

گفت نه .

 

گفت دوستم داري؟

 

گفت نوچ؟

 

گفت اگه بميرم برام گریه می کنی؟

گفت اصلا؟

 

پسره چشماش پر از اشک شد.

 

هيچي نگفت

 

:دختره بغلش کرد گفت:تو خوشگل نيستي زيبا ترين هستي.

 

تورودوست ندارم چون عاشقتم.

 

اگه تو بميري برات گريه نميکنم چون من هم مي میرم....

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام شهریور 1385ساعت 19:8  توسط علی و حوری  | 

                                     

زمان بس كند مي گذرد براي آنان كه در انتظارند

 بس تند مي گذرد براي آنان كه مي ترسند

 بس طولاني است براي آنان كه در اندوهند

 و بسي كوتاه براي آنان كه سرخوشند

 اما ابدي است براي آنان كه عاشقند 

   *********************************************

  وقتي كه ديگر نبود،
من به بودنش نيازمند شدم...
وقتي كه ديگر رفت،
من به انتظار آمدنش نشستم....
وقتي كه ديگر نميتوانست مرا دوست بدارد،
من او را دوست داشتم...
وقتي كه او تمام كرد،
من شروع كردم...
وقتي او تمام شد،
من آغاز شدم...
و چه سخت هست تنها متولد شدن...
مثل تنها زندگي كردن...
مثل تنها مردن.

**********************************************

بدون اجازه ي او دوستش داشتم

و

بدون اجازه ي من قلبم را شكست

 

وقتي كه گفتي عاشقم, من هم سعي كردم كه عاشقت شوم.

اما...

خيلي زود فهميدم كه من از روي ترحم عاشقت شدم

وتو..

از روي تنوع......

 

خود فريبي تنها گناه من بود......

تو مي گفتي دوسم نداري

ومن باور نمي كردم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم شهریور 1385ساعت 21:58  توسط علی و حوری  | 

یه عمری گفتی تو به من بخند بر این دل غم
اما دروغ گفتی عزیز منو گذاشتی به دنیای ماتم

بهم می گفتی تو بخند تا سایه ی قشنگ بشم
اما نگفتی تو به من اگه بری دلتنگ نمی شم

توکه از عاشقیمون برام گذاشتی ترانه
حالا فقط من موندم و ترانه ساز زمانه

بهم بگو من چه جوری دوری تو از بهر بکنم
بهم بگو عزیز من .چه جوری دوریت و باور بکنم

همه شب در نظرم تا سحری از قفسم
به خودم میگم به حوری چی میشد بهت برسم

اما تو رسم دل و این شیشه ی عشق و شکستی
شایدم حوری نمی خواهی دلتو به دیگری بستی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم شهریور 1385ساعت 23:51  توسط علی و حوری  |